اتفاقاتی که برای یوونتوس رخ داد همانند یک فیلم است، فیلمی که قهرمان آن در اوج خوشبختی و زندگی خوب سرنوشتش به تباهی میرسد و در آخر هم تمام حاضران و تماشاگران را با چشمانی گریان به خانه میفرستد.
بله یوونتوس بزرگ مثل یک درام خانوادگی تلخ بود و برای مدتها حسرت را در دل هوادارانش به یادگار گذاشت، کاری با سران گذشته باشگاه نداریم و افتخارات این تیم را هم زیرسؤال نمیبریم ولی اگر یووه قدرت مافیای جیرادو، موجی و سایرین را نداشت آیا باز هم میتوانست به چنین افتخاراتی از سال 1995 تا 2006 دست یابد.
بیش از 7 عنوان قهرمانی طی این سالها با مواردی ازجمله دوپینگ و تقلب و تبانی به یک پول سیاه هم ارزش ندارد چون بسیاری بر این عقیدهاند که همگی آنها با این قدرتها بهدست آمده است.
اسرار رسوایی!
کارلو پترینی، کارشناس بزرگ فوتبال ایتالیا که همانند لوچانو موجی (مرد اول پرونده رسوایی فوتبال ایتالیا) در شهر مونتسی چانو به دنیا آمده در گفتوگویی که با مجله کالچیو انجام داد تا حدودی جواب سؤالات را داد.
او که اکنون 70 سال دارد و سابقه بازی در تیمهایی چون لچه، تورینو، ترنانا، آ.اس رم، ورونا، چزهنا و بولونیا را در کارنامهاش به ثبت رسانده موضوع اصلی را به وجود شرطبندیهای کلان در فوتبال ایتالیا و اروپا ربط میدهد و آن را بلای جان سالم بودن فوتبال امروز دنیا میداند.
پترینی معتقد است در حال حاضر هم در همه جای دنیا لیگهای فوتبال با تسلط کامل شرطبندان بزرگ که نیم بیشتر آنها را سرمایهداران تشکیل میدهند اداره میشود و تیمها در رقمخوردن نتایج هیچ دستی ندارند.
او میگوید: در لیگهایی چون فرانسه، اسپانیا و انگلستان هم این داستانها خیلی بیشتر از ایتالیا وجود دارد و پروندههایی تشکیل شدهاند که مسؤولان ورزشی فقط به خاطر اعتبار کار و فوتبال کشورشان از علنیشدن آن جلوگیری میکنند. باشگاههایی مثل مارسی، موناکو و پاریسنژرمن در فرانسه، آرسنال، لیورپول، منچستریونایتد و چلسی در انگلستان و رئالمادرید، بارسلونا و دپورتیولاکرونیا در اسپانیا سالهاست که زیرنظر شرطبندان بزرگ اداره میشوند.
اما حالا نشستهاند و فوتبال ایتالیا را مسخره میکنند با اینکه خودشان خیلی خوب میدانند اگر دستشان رو شود رسوایی بزرگتر از رسوایی فوتبال ایتالیا گریبانشان را خواهد گرفت و در واقع آنها هم اکنون افتخارات خود را مدیون سیستم قضایی کشورهایشان هستند که حاضر به تحمل این ننگ نیستند.
یوونتوس، میلان، فیورنتینا و لاتزیو باشگاههایی بودند که با سلطه این قشر جامعه که اکثراً هم از ثروتمندان و افراد نامدار کشور هستند در سال های اخیر به تاراج رفتند، برای مثال چه لزومی دارد در بازی با لچه آن هم در حالی که فابیو کاپلو فقط پاول ندود و الکس دلپیرو را در اختیار ندارد یووه دست به تقلب بزند؟
اینکه یوونتوس در این بازی توانسته با فریبدادن داور و رشوه به تیم مقابل پیروزی را از آن خود کند یک نظر خیلی خندهدار و عجیب است و به طور حتم دادگاه هم در این رابطه متعجب شده است.
اینجاست که نقش شرط بندان هویدا میشود و آنها از زیر نقابهای خود خارج نمیشوند تا کسی نفهمد واقعاً در این کشور چه خبر است!
ما نباید بدانیم چرا فوتبال پرافتخار یوونتوس و میلان اینگونه با خوشگذرانی عدهای از خودراضی زیرسؤال میرود، به طور حتم این جواب من بی پاسخ میماند مثل همه آنهایی که از سال 1965 تا امروز جوابی برایشان پیدا نکردهام.
فوتبال ایتالیا با قهرمانی در جامجهانی 2006 ثابت کرد تقلب و تبانی جایی در سیستم ورزشی کشور ما ندارد و اگر اکنون شاهد سقوط یووه به سری و مجازات امتیاز گونه میلان، فیورنتینا و لاتزیو هستیم فقط به خاطر حضور شرطبندانی است که اگر نامشان فاش شود شاید سیستم سیاسی کشور زیرسؤال برود.
آنچه من دوست دارم اتفاق بیفتد بازگشت یووه به سری برای فصل بعد و مجازاتی مثل مجازات تیمهای دیگر در مورد آنهاست. بهتر آن است که خاطیان اصلی را به دادگاه بکشانیم همانهایی که از هماکنون برای رسیدن به اهداف خود در فصل آینده برنامهریزی کردهاند و برای رسیدن به خوشگذرانیهای خود حاضرند ایتالیا را نابود کنند و البته باید گفت این کار را تا امروز انجام دادهاند و یوونتوس در سری میتواند بدترین مجازات باشد.
خیلیها منتظرند دادگاه در جواب فرجامخواهی مجدد یوونتوسیها رأی به ماندن آنها در سری ا بدهد و لیگ دسته اول ایتالیا را از حضور یک تیم بزرگ محروم نکند اما هستند عدهای که مخالف این نظر و عقیده هستند و امیدوارند یووه با سقوط به سری ب به سزای اعمال خود برسد.
آنچه در فوتبال ایتالیا و اهالی ورزش این کشور خیلی اهمیت دارد بقای یوونتوس در سری ا است و تنبیه مجازات نامهایی که باعث بهوجود آمدن این افتضاحها در فوتبال ایتالیا شدند.
در واقع مجازات یوونتوس، میلان، فیورنتینا و لاتزیو جز اینکه دل عدهای را خنک کند سود دیگری عاید فوتبال ایتالیا نخواهد کرد. همانطور که دیدیم عدهای سودجو فقط در انتظار رأی دادگاه بودند تا بازیکنان بزرگ یوونتوس را با پرداخت مبالغی ناچیز به غارت ببرند و سری ا را از وجود چنین ستارههایی محروم کنند.
فابیو کاناوارو، جان لوکا زامبروتا، لیلیان تورام و امرسون بازیکنانی بودند که خیلی سریع تسلیم خواستهها شدند و یوونتوس را ترک کردند و افرادی هم مثل بوفون، کاکا، ندود، دل پیرو، پیرلو، گاتوزو و تونی هم به رغم درخواستهای وسوسهانگیز تیمهای بزرگ اروپایی تا به این لحظه به تیمهای خود وفادار ماندهاند و شاید شرطبندان روزی آنها را هم فراری دهند.
در نظرسنجیهای انجام شده رأی به ماندن یوونتوس در سری ا خیلی بیشتر از رأی به سقوط این تیم به سری ب است و این مسأله نشان میدهد چگونه تیمی که بیش از 57 میلیون هوادار در سراسر جهان دارد این قدر محبوب است.
بههر حال تیمهایی که در دادگاه رسیدگی به پرونده تقلب و تبانی رسوا شدند فقط به خاطر خوشگذرانی تعداد زیادی شرطبند و آنهایی که حاضرند روی زندگی خود هم قمار کنند به این بلا گرفتار شدند و پرونده بیانگر این است یوونتوس و میلان نیازی به رشوه به تیمهایی چون لچه یا کیهوو برای کسب پیروزی ندارند.