استقبال با شکوه

 
 
تیم فوتبال یوونتوس که در اردوی اماده سازی بع سر می برد روز گذشته مورد استقبال گرم مردم منطقه پینزولو قرار گرفتند و هزاران نفر با تجمع در میدان اصلی شهر به تشویق بازیکنان محبوب خود پرداختند که در این میان سهم زلاتان-ندود و دشام بیش از بقیه بود.پس از این بازیکنان و کارد فنی یوونتوس مورد تقدیر قرار گرفتند و هدایایی به رسم یادبود به انها اهدا شد.

 
پس از این یوونتوس در یک دیدار دوستانه مقابل یک تیم ملی به برتری نه بر صفر دست یافت.در این بازی که با یک حریف ضعیف انجام شد بازیکنان یوونتوس سعی در اجرای کارهای تاکتیکی خود داشتند و پادالینو-اولیورا-کاپو به همراه زلاتان و گوزمن هر کدام سه بار موفق شدند گل های یوونتوس را به ثمر برسانند.
ترکیب یوونتوس در این دیدار عبارت بود از :
میرانته-مسلیو-کواچ-تودور-روسی-اولیورا-لوسی-ندود-کاپو-پادالینو-زلاتان
در ضمن گوزمن تنها بازیکن تعویضی یوونتوس در این دیدار بود
 
 
تودور:بازگشت خوب

 
ایگور تودور بازیکن اسبق یوونتوس که فصل گشذته به صورت قرضی در تیم سیه نا بازی کرد از بازگشت دوباره به جمع دوستان خود خوشحال است او گفت:از اینکه به تورین برگشته ام بسیار خوشحال هستم.من اینجا دوستان زیادی دارم.تودور که به احتمال فراوان فصل اینده در کنار کواچ خط دفاع یوونتوس را تشکیل می دهند گفت:ما می توانیم در کنار هم بازیهای خوبی را برای یوونتوس به نمایش بگذاریم.تودور همچنین با تشویق ندود گفت:ندود یک مثال بسیار خوب برای تمامی بازیکنان است او در شرایطی که می توانست در سحطی بالاتر بازی کند در یوونتوس ماندگار شد.در مورد زلاتان هم باید بگویم او بازیکن بسیار خوبی است که مس تواند برای یوونتوس مفید باشد اما هنوز نمی دانم او خواهد ماند یا نه
 
 
حرفهای خواندنی موجی
 
 
لابه لاى چتر هاى جورواجور و رنگ به رنگ خانم جوانا با تکان دادن سرش تائید مى کند که روزهاى تلخى را سپرى مى کند. او یک بانوى غمگین است و متعجب که چرا همه این روزها به دنبال شوهرش هستند. «از دو ماه پیش همه چیز خالى شد. از دو ماه پیش دیگر آدم هاى خوبى به حساب نمى آییم.» به این صورت سرنوشت یک زندگى عوض مى شود. رنگ دیگرى به خود مى گیرد. دیگر حتى دریا هم تازه و شاداب نیست چه رسد به اینکه آدم هاى درون آن شاداب باشند. همه چیز تغییر کرده است. از ۴۰۰ تلفن در روز به سکوت مطلق رسیده اند. تنها یک سال پیش، در همین اوقات، شوهرش در میان میلیاردرهاى فوتبال و پول هاى دیوانه یکه تازى مى کرد و فقط دروغ هایش را همراه خود داشت و بدون اینکه به چشم فرد روبه رویش نگاه کند مى خرید و مى فروخت. فقط به دنبال منفعت جایى بود که برایش کار مى کرد او حساب همه چیز دستش بود اما امروز فقط پول قهوه و غذا را حساب مى کند. هنوز همان سیگار را بر لب دارد و در میان دود انبوه آن صورتش گم مى شود، چشم هایش مرطوب مى شود و بدون اینکه حرفى بزند راهش را ادامه مى دهد و نزد دوستانش مى رود که همه بازنشسته هستند. قبلاً اینجا بودند و این بودن را مثل همیشه ادامه مى دهند. در کنار ساحل. زیر آفتاب یا زیر چتر. سال قبل همه در خدمت او بودند اما امروز خدمت بزرگى وجود ندارد که انجام شود. جوانا و لوچانو به خانه خواهر این مرد کم حرف آمده اند. پدر پیرشان هم مهمان است، هرچند که احوال خوشى ندارد اما خانواده دور هم جمع شده اند. دیگر دریا دیده نمى شود. خانه دور از ساحل است. روزها با ابتذال پیش پا افتاده اش مى آید، مى رود و ادامه پیدا مى کند. به اندازه کافى کسل کننده است. مرد هنوز سکوت کرده است. جوانا به دریا مى رود، ورق بازى مى کند و گاهى هم به خرید مى رود. قبل از هر چیزى مرد گفته بود که ترجیح مى دهد کمى به خودش وقت بدهد. منتظر بماند. اما همین که راه مى افتد فکر هاى جدیدى به ذهنش مى رسد. حکم دادگاه صادر شده است. همه تخفیف ها را داده اند و «بحران موجى» به روزهاى آخر خود مى رسد و یوونتوس باید زندگى حداقلى خود را امیدوارانه شروع کند. حالا نوبت لوچانو موجى است که حرف بزند. ناگهان تصمیم مى گیرد. برخلاف آنکه در برابر قضات دادگاه هیچ حرفى براى دفاع از خودش نزده بود. این بار مى گوید: «فردا در تورینو همدیگر را مى بینیم. در نهایت آرامش. کنفرانس مطبوعاتى نیست. فقط چند خبرنگار که به من اعتماد دارند حضور خواهند داشت. وعده ما هتل کنکورد در شهر تورینو. همان سالن همیشگى. همان مکانى که یوونتوس قهرمان در آن اقامت داشت.» این ملاقات مخفیانه نیست. لوچانو موجى مرد تمام بحران و رسوایى هاى اخیر فوتبال ایتالیا مى خواهد حرف بزند. مثل یک فیلم اکشن. دلسردى هاى کلام او هم زیباست. باید شنید. تا امروز همه علیه او بوده اند. ضدحمله اش را ترتیب داده است. مثل اینکه به خانه برگشته است. یک ساعت مونولوگ. یک به یک توضیح مى دهد. با صدایى آرام. گاهى هم آهنگ صداى او تغییر مى کرد. حالا زنگ دیگرى به صدا در آمده است. کسى که قدرت زیادى در فوتبال داشت و مى خواهد رسوایى تابستان را توضیح دهد:
•••
من هیچ حرفى نزدم. چون احساس مى کردم که قضاوت عادلانه اى را از یک دادگاه ورزشى نخواهم دید. هر کسى فکر مى کرد که اسباب بازى دستش گرفته است. موجى و جیرائودو را وسط انداخته بودند و بازى مى کردند. در این شرایط خیلى خوب است که از خودم دفاع کنم. این کار را براى خودم و یوونتوس انجام مى دهم که هیچ چیزى را ندزدیده است. همانطور که در فینال جام جهانى لیاقت خودش را نشان داد. یووه ایتالیا در برابر یووه فرانسه. من تا آخرین حد ممکن پیش مى روم. همه فکر مى کنند که موجى را بیرون کرده اند. آرام باشید. آنها هنوز هم مجبور هستند که مرا بیرون بیندازند.
•••
موجى با جدیت مى گوید: خب شروع کنیم. قضات مى گویند که از محتواى تلفنى من و جیرائودو مى توان فهمید که ما روى دو میز جداگانه کار مى کنیم. در داخل میدان و در بیرون. در واقع در گفت وگوى تلفنى جیرائودو به من مى گوید که کار ها را تقسیم کنیم: در داخل و خارج. آنها خیلى زود این حرف را یک اتهام مى دانند. خارج یعنى داوران. در حقیقت با یک رویا پردازى روبه رو شده ایم. در حقیقت داخلى ها بازیکنان ما هستند که مرتباً با یکدیگر دعوا مى کنند و خارجى ها هم شما روزنامه نگاران هستید که از همین بحران ها تغذیه مى کنید و در تیم اختلاف به وجود مى آید. به این مسئله توجه کنید هیچ نتیجه اى از گفت وگوى تلفنى ما نمى گیرند که ربطى به داورى داشته باشد. باید صادقانه بگویم آنچه را که دلاواله رو به دادگاه و کمیسر گفت عالى بود و خوشم آمد. بله مسلماً از یک تلفن مى توان هر آنچه که دلشان مى خواهد بیرون بکشند و تعبیر کنند البته با یک کمى شجاعت و کمى هم رویاپردازى.
•••
مى گویند که به واسطه دو تلفن دیگر رابطه فیورنتینا و موجى مشخص شده است. این یک کمدى است که مطرح مى کنند. خب بعد از بازى میلان-فیورنتینا دلاواله (رئیس باشگاه فیورنتینا) به من زنگ زد و عصبانى بود. من هم به او همان مشورتى را دادم که به همه مى دادم و گفتم اگر جاى خودت را عوض کنى و بعد حرف بزنى همه چیز جور دیگر مى شود. او از من خواست که با برادرش هم حرف بزنم. من این کار را کردم. این چیز را گفتم. تمام. این چه قانونى است که مى گوید من نباید با دوستانم حرف بزنم. یعنى چه؟ یا اینکه هر کسى با موجى در ارتباط باشد باید رسوا شود. این حرف ها یعنى چه؟ مى خواهید ما بنشینیم و فقط با یکدیگر شوخى کنیم؟
•••
موجى با خوشحالى مى گوید: پیشنهادى به دادگاه عالى و قضات آن دارم. واقعاً برایشان مهم است یا آنها خیلى جوان هستند یا اینکه خارج از فوتبال هستند. اگر مى خواهند بدانند که چقدر به یووه لطف شده است چهار تیم اول را بررسى کنند تا ببینند که به چه کسى لطف شده یا مورد بى مهرى قرار گرفته است. دادگاه متوجه مى شود که یووه همیشه با اقتدار خودش قهرمان شده است. در حقیقت ما هیچ وقت امتیاز نخواستیم. فقط درخواست کردیم که ما را خراب نکنند. اینها با هم متفاوت هستند، به نظرم همه ودیرات چنین خواسته اى دارند.
•••
در مورد اخطار ها همه چیز وجود دارد و خیلى معروف شده است. حقیقت دارد من گفتم که شاید چند بازیکن فیورنتینا اخطار بگیرند و هفته بعد مقابل ما بازى نکنند و اگر چنین قدرتى وجود دارد باید به این مدیریت تبریک گفت. شما وقتى این حرف ها را مى شنوید چه مى گویید؟ حالا من به شما مى گویم که اگر فکر مى کنند د سانتیس (داور معروف ایتالیایى در پرونده رسوایى فوتبال) براى من کار مى کرد اشتباه فکر مى کنند. من هیچ وقت از بازى بولونیا- فیورنتینا حرفى نزدم. شما فکر مى کنید که من آنقدر باهوش هستم که همه چیز را پیش بینى کنم؟ کمى بعد از آن بازى میلان-فیورنتینا بود، قبل از بازى یووه- میلان. پیرلو، نستا و سیدورف غایب بودند. اما براى میلان یک اتفاق دیگر افتاد. میلان بازى را برد و دسانتیس هم به این سه نفر هیچ اخطارى نداد. من چرا آنجا هیچ اقدامى نکرده بودم؟
•••
من به این دوستى افتخار مى کنم. باید به یک مسئله اشاره کنم؛ یووه- پارما. ما یک بر صفر بردیم گل کاناوارو که براى پارما بازى مى کرد مردود اعلام شد. روز بعد از آن طرفداران لاتزیو جلوى کاخ دادگسترى اعتراض کردند. یک هفته بعد یووه در پروجا با آن وضعیت باخت و قهرمانى را از دست داد به لطف کمک به لاتزیو. همه آن داستان را خوب مى دانند. در سوپرجام ۲۰۰۵-۲۰۰۴ با گلى که د سانتیس مردود اعلام کرد باختیم و جام جاى دیگرى رفت. پالرمو- یووه ۱-۰ د  سانتیس پنالتى ما را نگرفت تا بازنده باشیم. پارما- یووه ۲-۲ پنالتى ما را خراب کرد تا به خواسته بزرگمان نرسیم. داور د سانتیس. مى دانید چه مى گویم؟ اگر دوستان اینها هستند بهتر است که دنبال دشمنان باشیم این طورى بهتر است.
•••
مى گویند که من از قبل اسم داوران را مى دانستم. اما توجه کنید. ساعت ۱۱ شب قرعه کشى مى شد در کوورچانو. ۳۰/۱۱ همه مى توانستند بدانند که چه کسى داور بازى هفته است. فقط کافى بود یک تلفن به مرکز داوران بزنید.۱۵/۱۲ به باشگاه ها فکس مى زدند و من هم ۵۳/۱۱ از این لیست خبردار مى شدم. آیا این واقعاً عجیب است؟ شوخى نداریم. کدام سیستم. کدام باند و گروه. برگامو و پایرتو با من حرف مى زدند. همانطور که با دیگران صحبت مى کنند. آنها کار مستقل خودشان را داشتند. من مى خواهم همه چیز را بگویم. هیچ کس از رسوایى فوتبال حرف نمى زند. همه از بحران موجى مى گویند. در حقیقت آنها مى خواستند که من را پایین بکشند. این سیستم هنوز سرپاست و فقط مى خواهد من غرق شوم.
•••
من هیچ وقت به دیگران نگفتم که بعد از بازى به اتاق داوران بروند. اما این واقعیت دارد که من و جیرائودو بعد بازى رجینا- یووه با قطار برمى گشتیم. آنجا پاپارستا هم بود و با هم حرف زدیم. آنچه در ذهنمان بود توضیح مى دادیم. به پاپارستا گفتم که هر وقت او داور بازى ما بوده تیم ما به مشکل برخورد مى کند. بعد هم رفتیم. به جیرائودو هم گفتم که در را قفل کنیم و کلید آن را دور بیندازیم. فقط در را قفل کردیم. مدیر رجینا هم آنجا بود و به او گفتیم همه این شوخى ۲۰ ثانیه طول کشید. اما بعد داور حرف هاى عجیبى زد و تهدید کرد که امنیت کارى اش به خطر افتاده است. اما هیچ تهدیدى نبود. او هفته بعد در دسته دوم بازى تورینو- ونیتزیا را قضاوت کرد و هفته بعد هم در سرى  داورى کرد.
•••
بله با کسانى که مسئول انتخاب و قرعه کشى داوران بودم شام مى خوردم. مثل همه مدیران یا عده اى از آنها. همانطور که کولینا گفت با مئانى- از مدیران میلان- شام خورده است چون بیست سال است همدیگر را مى شناسند. من هم پایرتو و برگامو را از سى سال پیش مى شناسم.
•••
مطمئناً باید از رئیس کمیته المپیک انتقاد کرد. او روسى را به عنوان کمیسر موقت بر امور فدراسیون فوتبال گذاشت در حالى که همه مى دانستند او از اعضاى هیات مدیره باشگاه اینتر بوده است. حالا یکى از حرف هاى مانچینى یادم مى آید (او یک مربى عالى و کمى هم انسان خوبى است) که مى گفت: جواب موجى را نمى دهم چون او باید به مدیران ارشد جواب پس بدهد. واقعاً برایم جالب بود. آنها ما را خراب کردند. مانچینى همه چیز را مى دانست.
•••
آقایان اینجا متوقف نمى شوم. خوشحالم که با این حکم عده اى نجات پیدا کردند. مسلماً براى یووه خوشحال نیستم. اما قول مى دهم که تا انتها پیش بروم. همه چیز در حد مکالمات تلفنى متوقف شد. بدون اینکه به دنبال ماجرا هاى دیگر بروند. این طورى بهتر است. حالا من حرف مى زنم و نوبت من است.
•••
این یک تاسف بزرگ است که یووه به دسته دوم سقوط کرده است اما مردم آرام آرام متوجه مى شوند که چه اتفاقى افتاده و ما را درک مى کنند. وقتى به اینجا مى آمدم یک نفر سرش را از پنجره بیرون آورد و گفت: دوازده سال رویا هاى تحقق یافته مان را با پیروزى هاى یووه فراموش نخواهیم کرد. و من هم مى خواهم به او بگویم اگر اینجا هستم تا خودم را تنبیه کنم در حقیقت به خاطر این مردم است. در مورد آینده کسى نمى تواند حرفى بزند. من هم معلوم نیست کجا باشم. اما فکر نمى کنم به فوتبال برگردم. حالا وسط دریا مى روم و حالم خوب است. در مورد فردا هم فکر نکرده ام...
لوچانو موجى از بازى جدیدى حرف مى زند که مى خواهد در برابر دادگاه عالى انجام دهد. او مدیر پرقدرتى بود که از هر دادگاهى برنده بیرون مى آمد. اما در مورد پرونده رسوایى براى قضاوت هنوز زود است.